روز نوشته های یه کنکوری

خرید بک لینک
لااااام خوبین خوشین ؟؟اینکه کم میام وب و کم مینویسم برا اینه که سرم خیلی شلوغه و درسام افتضاح سنگینه امیدوارم این یه سالم تموم بشه و به اونپجیزی که میخام برسم واقعا دارم فشارای زیادیو تحمل میکنم و از وجودم مایه میذارم و با تمام عشق و علاقم میخونم و زحمت میکشم ولی خب هر ادمی بعضی جاها کم میاره ...امروز حس کردم کم اوردم ولی نشستم فکر کردم به ایندم و با یه اراده قوی دوبارهپشروع کردمو نذاشتم نا امیدی بیاد سراغم و این روزا خانوادم بهم دلگرمی میدن برعکس همیشه ...ولی هنوزم فشاراشون زیاده و کاش یه کم فقط یه کم درک میکردن و در اخر هم بگم خیلی وقته از داداش خبر ندارم امیدوارم هرجا هس سالم و موفق باشه و خوشحال در کنار خانوادش برام دعا کنین و همچنین ممنون از پسته خانوم که دلگرمی میده همیشه خب دیگه برم سر درسم تازه سر شبه هههه دعا کنین مشکلاتم حل بشه روز نوشته های یه کنکوری...ادامه مطلب

ما را در سایت روز نوشته های یه کنکوری دنبال می‌کنید

برچسب: سلام,سلامتك,منتديات سلااام,احلى سلااام,اغنية سلااام, نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 17:35

امروز یه روزی بود که با صدای اذان صبح شروعش کردم حس خیلی قشی بود حس میکردم خدا داره صدام میزنه وقتی در حین اذان گفتن چشمامو باز کردم وقتی وضو گرفتم و چادر نمازمو پوشیدم و ازته دلم خدا رو صدا زدم بعدشم نشستم سر درس ولی خیلی هوا سرد بود خوابم برد تا ۶صبح ولی بعدش دیگه نخوابیدم و تا ظهر بکوب خوندم طوری که چشمام داشت از کاسه بیرون میزد هییی خدا دوتا چشم قشنگ داشتیم اونم کور شد رفت خخخخخبعدشم بعد ناهار خاستم درس بخونم سر کتاب خوابم برد وای که خواب سر کتاب کیف میده تا ۳نفهمیدم چی شد هوا هم که ابریو بارونی قاطی وای بعدش بستنی چسبید تو هوتی سرد خخخ یخیدیم صدای بارون و خش خش برگ های پاییزی باهم تداخل قشنگی داره حس ارامش یه حس عجیب دلم میخاست برم زیر بارون ولی نشد و مجبور شدم از پشت پنجره اتاقم بیرونو نگاه کنم به بارون به آسمون به ادمایی که رفتو امد میکردن و هر کدومشون یه دنیای داشتن و توی این دنیا نبودن یکی توی فکر و دستاش تو جیب ...یکی بدو بدو میرفت که خیس نشه یکی دستاش تو موهاشو فکر میکرد یکی مواظب بچش بود که سرما نخوره و هزارتا ادم دیگه که هر کدوم یه کاری میکردن به این فکر کردم روز نوشته های یه کنکوری...ادامه مطلب

ما را در سایت روز نوشته های یه کنکوری دنبال می‌کنید

برچسب: بارون,بارون بارونه,بارون درخت نشین,بارون اگر بباره,بارون بارونه متن,بارونه بارون چشمای گریون,بارون هواتو داره,بارون میباره آروم,بارون میاد جرجر,بارون نم نم, نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 17:35

سلااااااام امروز تولدمه هوورااااااا دیگه۱۹ساله شدم حس بدیه که هرسال بزرگتر قبل شی دیروزم تولد دوستم بود اصلا چقد ابان ماهی داریم عاااااشق ابانم کادوهم عموم برا سارافون خرید خیلی خوشکله مامانم روسری اونم خوشکله دوستمم لاک گرفت اونم قشنگن اولین لاک عمرم بود تابحال برخلاف همه دخترا لاک نداشتم خب استفاده نمیکنم چرا الکی بخرم اینم بلد نبودم بزنم مامانم گفت فقط من دوستتو ببینیم همه زندگیمو لاکی کردی خخخخ این روزا خوب پیش میره با شور و اشتیاق درس میخونم زندگی هم میگذره کاش برگردیم خونه خودمون دلم بدجور هواشو کرده تاا الانم داشتم درس میخومدم ولی دیگه چشمام نمیبینه خخخخ اها کادو زیلاتری دوستای وبی دادن که تبریک گفتن تولدمو بعد دیگه چی بگم اهان داداش هم فک کنم اصلا یادش نبود تولدمو چون حتی تبریک خشک و خالیم نگفت خخخخ پارسالپارسال دوشب قبل تولد تولدو تبریک میگفت تا شب تولدم ولی بزرگترین اشتباهو همون شب کردم که اعتمادش نسبت بهم ازبین رفت هرچند خودش نمیخاست قبول کنه این حقیقتو ولی چیزیه که بود و واقعیت داشت ولی خداشاهده همونطوری بود که بهش گفتم خیلی نامردی وقتی عصبانی میشد میمردمو زند روز نوشته های یه کنکوری...ادامه مطلب

ما را در سایت روز نوشته های یه کنکوری دنبال می‌کنید

برچسب: روز تولد,روز تولد من,روز تولدم,روز تولد تو,روز تولد به میلادی,روز تولدت مبارک,روز تولد فرح,روز تولد مبارک,روز تولدت,روز تولد دخترم, نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 17:34

سلام داداش جونم یادته پارسال روز عرفه حرم امام رض بودی شبش بهم گفتی فردا میرم دعا بعدش راه میفتم به سمت خونه ...ولی بازم تو هتل بهم پیام دادی بهت گفتم دعام کن ...چقد خوب بود اون روزا کاش الانم تو حرم باشی و یادت به من باشه ...چقد زود گذشت یک سال ... از صبح درس میخوندم ولی یادم بهت افتاد ..خوشبختیت ارزومه ...بهترین داداش دنیااااااااااااامیبینی داداشی بازم من مقصرم بازم حرفای همه دلمو هزار تیکه میکنه ..کاش بودی روز نوشته های یه کنکوری...ادامه مطلب

ما را در سایت روز نوشته های یه کنکوری دنبال می‌کنید

برچسب: دعام کنید,دعام کن,دعام کن بهنام صفوی,دعام کن شهاب مقامی,دعام کن مادر بهزاد پکس,دعام کنین,دعام کن مادر پکس,دعام کن علی زند وکیلی,چیکار کنم دعام مستجاب بشه,چه کنم دعام مستجاب بشه, نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 15:52

سلام بابام اومده وکلی عصبانیه هنوزبهش نگفتیم...دارم ازترس سکته میکنم کل بدنم میلرزه...بهش بگیم میکشه هممونو ..داداش کاش تو بودی کاش برادربزرگم بودی که همیشه کنارم بودی ...چقددلم برات تنگ شده الان که پیاماتو خوندم به اندازه دنیاخوشحالم ...چقد دلم میخاد بازم باشی ...چقد دلتنگ روزاییم که حرف میزدیم...خنگ بازیامویادته؟؟؟؟یادته میگفتی برودرس بخون که اذیتم کنی ..چقد خوب بودی چقدخوبی ..چقد دوستت دارم ..کاش بتونم یه روزی اینو نشونت بدم ...وبگم چقد دوستت داشتمتازه رفتم نمازموخوندم چقد دلم پربود اینقدگریه کردم چشمام بازنمیشه....کاش من یکی رو داشتم ...که الان بهش روز نوشته های یه کنکوری...ادامه مطلب

ما را در سایت روز نوشته های یه کنکوری دنبال می‌کنید

برچسب: سلام,سلام دانلود,سلام عليكم,سلامتك,سلام دانك,سلامات,سلامتی,سلام بمبئی,سلامت,سلام صبح بخیر, نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 15:52

صفحه بندی